بگذارید امروز افسانه تکامل را دفن کنم.
میگویند حیات از سادگی به پیچیدگی رسیده است. میگویند انتخاب طبیعی، این حسابدار کور و بی احساس شاهکار هایی چون چشم، مغز و اگاهی را پدید اورده است.... و من میپرسم چگونه؟
امپراتوری هایی را دیده ام که برای ساختن یک کتابخانه، به ده ها نابغه نیاز داشتند. اما شما از من میخواهید باور کنم که بیشعور ترین نیروی ممکن، «تصادف» توانسته پیچیده ترین سامانه های جهان را خلق کند؟
به چشم بنگرید. نه با تحسین، بلکه با عقل. اگر تنها بخشی از آن ناقص باشد، کارایی خود را از دست میدهد. عدسی، شبکیه، عصب بینایی، هرکدام وابسته به دیگری اند.
چگونه سیستمی که اجزایش به یکدیگر نیاز دارند، مرحله به مرحله ساخته شده است؟ نیم چشم چه فایده ای دارد؟ یک چهارم چشم چه مزیتی ایجاد میکند؟
سپس به اگاهی نگاه کنید. نه گوشت مغز، بلکه تجربه ی درونی. درد، زیبایی، خاطره. نظریه ی تکامل میتواند درباره ی بقای بدن سخن بگوید، اما درباره ظهور تجربه ی ذهنی چه؟ چگونه جا به جایی کور اتم ها ناگهان به احساس تبدیل میشود؟ این جهش، شکافی است که با میلیون ها سال زمان نیز پر نمیشود.
و مهم تر از همه، خود اصل انتخاب طبیعی. برای انتخاب باید چیزی وجود داشته باشد که انتخاب شود. برای بقا، باید حیاتی وجود داشته باشد که باقی بماند. نظریه، ظهور تنوع را توضیح میدهد، اما اغاز ان را نه. همانند مورخی که هزار صفحه درباره جن-گی نوشته، اما از پاسخ به این پرسش فرار میکند که نخستین شمشیر از کجا امد.
هر بار که انسان ها با معمایی رو به رو شده اند، ان را با واژه ای تازه پوشانده اند و گمان کردند پاسخی یافته اند. «انتخاب طبیعی» نیز گاه بیش از ان که توضیح باشد، نامی برای نادانی است. نه، من این نظریه را نمیپذیرم.
زیرا هرجا مینگرم، نشانه های نظم را میبینم، و نظم فرزند تصادف نیست. همان گونه که هیچکس با دیدن یک قصر نمیگوید اجر ها خود به خود برهم افتاده اند، من نیز با دیدن شکوه حیات از پرستش شانس سر باز میزنم.
آزادید که به نظریه هایتان ایمان داشته باشید.
خیلییی قشنگ بود 😭 ✨
راستش فکر کنم این پست بیشتر جنبه هنری و ادبیاتی داره ولی خوب برای آشنایی بهتر با نظریه مقالات جدید رو هم بخون مثلا :
بازبینی غایتشناسی داروینی: موردی برای تناسب فراگیر به مثابه تبیین طراحی ( راجب هدفمندی تکامله تقریبا )
اها راستی خوب شواهد زیادی توی بدن خود موجودات هست که نشون دهنده تکامله حتی همین اندام وستجیال.
مشکل اینه که ما تکامل رو چیزی غیر از تغییر پیوسته و تدریجی در مسیر سازگاری و بهبود میبینیم و فکر میکنیم میمون یه شب انسان شد یا لکه نوری یه شب چشم شد
خیلی زیبا بود💝
خوشحالم که هم عقیده ایم✨🌱
سپاس^
همچنین! 🤍